X
تبلیغات
دبستان دخترانه قیام - چگونه با کودکان دبستانی خود رفتار نماییم؟

دبستان دخترانه قیام

فرهنگی آموزشی پرورشی

چگونه با کودکان دبستانی خود رفتار نماییم؟

چگونه با کودکان دبستانی خود رفتار نماییم؟

مقدمه:
کودک و نوجوان به وجود افرادی نیاز دارد که او را در پیمودن راه زندگی یاری دهند. استعدادها و قابلیت‌های ذهنی او را کشف و درک کنند و شرایط مناسبی را جهت پرورش این استعدادها و قابلیت‌ها فراهم آورند. مهم‌ترین این افراد والدین و مربیان هستند که کودک و نوجوان را پرورش می‌دهند. نقش ارزنده‌ای که والدین در ترغیب و تشویق فرزندان خود دارند بر کسی پوشیده نیست و از طرف دیگر معلمان و مربیان با ارائه الگوهای رفتاری تربیتی و آموزش مطالب گوناگون به کودکان و نوجوانان آنان را برای زندگی آینده‌شان آماده می‌کنند. واضح است که مدرسه به تنهایی قادر به تکوین شخصیت کودک نیست.
کودکان و دبستان:
امروزه ثابت شده که کودکان در سنین 7 تا 14 سالگی به علت درک و فهمی که از ناتوانی‌های جسمی و روانی خویش در مقابل بزرگ‌تران دارند، دارای یک حالت و روحیه اطاعت و پذیرفتن دستورات بزرگ‌تران مخصوصاً والدین خود هستند.
رشد ذهنی در دبستان:
کودک در مرحله اطاعت از رشد ذهنی خاصی برخوردار می‌شود. او کم‌کم آماده می‌گردد تا واقع‌بینانه‌تر فکر کرده و از خود مرکزی خارج شود.
کودک کم‌کم به دانش خود آگاهی پیدا می‌کند و می‌فهمد که تصورات او از عالم خارج با آن‌چه در واقع وجود دارد گاهی اوقات متفاوت است. کودک به تدریج از نظرات دیگران آگاه می‌شود. تفکر کودک در این مرحله از عینیت گرایی خاصی برخوردار است. لذا درک واقعیت‌ها بدون آن‌که از قدرت تفکر تجریدی برخوردار باشد، همه‌چی را به شکل عینی تغییرناپذیر و جرمی تصور می‌کند. در این مرحله است که معنی «علیت را درک می‌کند و درست‌تر از دوره قبل روابط منطقی را به کار می‌برد و مقدمات تفکر انتقادی در او ظاهر می‌شود.»
قدرت حافظه:
قدرت حافظه کودکان از 9 سالگی به سرعت بالا می‌رود و این قدرت حافظه در جهات سمعی و بصری و حرکتی پدیدار می‌شود. در عین حال قدرت ضبط و نگهداری در همه جهات یکسان نیست، مثلاً کودکی ممکن است از طریق شنیدن و کودک دیگر از طریق دیدن بهتر بیاموزد.
برای موفقیت بهتر و پرورش صحیح فرزندان والدین باید حداقل به چند اصل زیر توجه داشته و این اصول را درست به کار ببرند.
اصل اول: معلم خوبی باشید:
باید بدانیم که یک مطلب را با چند روش و طریقه می‌توان به فردی یاد داد ولی بهترین روش‌ها برای کودکان روش‌هایی است که حواس آنان را بیشتر به کار گیرد. به عبارت دیگر مطالب را باید برای فرزندان خردسال ملموس و محسوس کنیم.
اصل دوم: در تعلیم دیگران باید خیلی صبور باشیم:
هر آموزشی به سرعت انجام نمی‌شود. خصوصاً در تعلیم و تدریس به فرزندان خردسال آموزش سریع میّسر نیست. برای شروع آموزش باید اطفال را آماده و وسایل کار را از هر لحاظ فراهم کنیم.
اصل سوم: آموزش از طریق بازی:
تجربه نشان داده که در آموزش اجبار نباید عامل انجام کار باشد. بلکه انگیزه و محرک اصلی باید حس کنجکاوی و شوق به کشف باشد. اگر به سئوالات کودکان با قناعت و حوصله جواب دهیم هم به آنان جرأت داده‌ایم که مشکلات خود را بپرسند و هم احساس می‌کنند که به شخصیت آنان احترام می‌گذاریم و از این طریق آنان را به تفکر و دقت در امور عادت خواهیم داد.
این پرسش‌ها و پاسخ‌ها موجب می‌شود که فرزندان ما گوش دادن به مطالب جدید را بیاموزند و گوش دادن صحیح در آموزش نقش مهمی دارد.
اگر فرزندان به گوش دادن و دقت در مورد مسائل جدید عادت کنند بزرگ‌ترین خدمت را به آنان کرده‌ایم و آنان را در اثر همین گوش دادن می‌توانند در کلاس از معلم و یا سایر دانش‌آموزان مطالب تازه یاد بگیرند.
مشق شب:
تکلیف و تمرین یا مشق شب از مسائل خاص کودکان دبستانی است. این مسأله از زمان‌های گذشته ذهن محققان آموزشی و پرورشی را به خود مشغول کرده و موجب شده است که نظرات گوناگون و متفاوتی ارائه شود تا جایی که بعضی گفته‌اند: درس احتیاج به هزار مرتبه تکرار و تمرین دارد تا خوب یاد گرفته شود. بعضی دیگر از محققان تربیتی و آموزشی ضمن اعتقاد به تکرار و تمرین مشق شب را مردود دانسته‌اند. بلکه آنان معتقدند که تمرین باید در مدرسه زیر نظر آموزگار انجام گیرد و نه در منزل.
در ریاضی همیشه به بچه‌ها تکلیف می‌کنیم که مسأله حل کنند و یا عملیات ریاضی جمع، تفریق و …را تمرین کنند. در حالی که می‌توان از بچه‌ها خواست که خود یک مسأله حساب طرح کنند و به عبار دیگر صورت مسأله را بنویسند و بعداً آن مسأله را حل کنند.
تنبلی و کم‌کاری کودکان:
کودکانی که بر خلاف همسالان خود کمتر تلاش و کوشش در انجام امور می‌کنند، تنبل نامیده می شوند. مثل دانش‌آموزی که به جای انجام تکلیف و یا تلاش برای یادگیری به بازی و یا بازیگوشی مشغول می‌شود. دانش‌آموزان تنبل هرکدام به شیوه خاصی تنبلی خود را ظاهر می‌کنند.
علل تنبلی و کم‌کاری‌ها:
به هرحال تنبلی و کم‌کاری از هر نوع که باشد علتی دارد که باید والدین و معلمان نسبت به کشف علت و سپس رفع آن اقدام کنند تا دانش‌آموز بتواند به خوبی تکالیف خود را انجام دهد.
1. علت جسمی: ضعف عمومی بدن، کم‌خونی، بی‌اشتهایی، بیماری‌های تنفسی جهاز هاضمه، لطمات مغزی مصرف داروها از علت‌های جسمی تنبلی کودکان به شمار می‌روند و این قبیل کودکان قبل از هرچیز باید زیرنظر پزشک متخصص درمان شوند.
2. علل روانی و عاطفی: گاهی اوقات تنبلی کودکان ریشه روانی و یا عاطفی دارد. مهم‌ترین عوامل روانی و یا عاطفی اختلال شخصیت، فشار روانی، احساس ناامنی، ضعف اراده، تنفر و بی‌علاقگی …و هر یک از موارد بالا می‌تواند فکر کودک را مشغول کند.
3. علت اجتماعی: اختلافات خانوادگی پدر و مادر، متارکه، تحمل نامادری و یا ناپدری احساس تبعیض بین خود و دیگر اعضای خانواده، احساس فقر، کمبود مواد غذایی و علل دیگر همچون تلویزیون، ویدئو، هم بازی‌ها نیز از دیگر عوامل دیگر می‌باشند.
امکانات مناسب:
باید در نظر داشت که دانش‌آموز جهت انجام تکالیف خود احتیاج به وسایل و ابراز مناسبی دارد.
هرچه کارها و فعالیت‌های اجتماعی، تلاش‌های تحصیلی و حرفه‌ای بیشتر باشد احتیاج به تفریح بیشتر احساس می‌گردد. زیرا در اثر کار اعصاب خسته و تفریح موجب می‌شود که انسان نیروی تازه همراه با نشاطی نوین به دست آورد.
دانش‌آموزان و امتحان:
قبل از شروع امتحانات والدین گاهی اوقات بچه‌ها را از امتحان می‌ترسانند، مثلاً به کودکی که مشغول دیدن برنامه تلویزیون است می‌گویند: تو اصلاً فکر امتحان هستی؟ خلاصه این‌که امتحان در خانه به عنوان یک چیز ترس‌آور و وحشتناک به بچه‌ها عرضه می‌شود.
نکاتی درباره امتحان:
1. معنی واقعی امتحان را باید به دانش‌آموزان تفهیم کنیم و به عبارت دیگر باید دانش‌آموزان بدانند که امتحان ارزیابی از میزان پیشرفت تحصیلی آنان است.
2. از همان کلاس اول ابتدایی کودکان را تشویق به امتحان دادن کنیم.
3. اولیاء توجه داشته باشند که فرزندان نباید به علت درس خواندن و نمرده بیست گرفتن وسیله تفاخر والدین قرار گیرند. متأسفانه رفتار بعضی از والدین بیانگر این موضوع است که کودکان خود را وسیله رقابت (چشم و هم چشمی) با دیگران قرار می‌دهند، هرگز نباید فرزندان خود را با فرزندان دیگر بسنجیم و برتری آن‌ها افتخار کنیم و به موفقیت آن‌ها تبریک بگوییم.
اگر فرزندان متعددی دارید و یکی از آنان با نمرات بالا درخشیده است نباید آنان را با یکدیگر مقایسه کنیم و از همه مهم‌تر نباید طوری رفتار کنیم که فرزند موفق احساس خودبزرگ‌بینی و غرور کند و فرزندان دیگر احساس حقارت.
بررسی عوامل شکست در امتحانات
1. در درجه اول باید متوجه شویم که آیا فرزند ما در مقایسه با دیگران ضعیف است و یا این‌که خودش فی‌نفسه ضعیف است.
2. بررسی کنیم ضعف فرزندان، ناشی از چه عواملی بوده است، علل جسمی و ضعف بدنی مثل ضعف بینایی، شنوایی و…
3. علل روحی و روانی مانند اضطراب، افسردگی، ترس، نداشتن اعتماد به نفس.
4. محیط نامساعد برای تحصیل مثل شلوغی خانه، اسباب‌بازی‌های زیاد

منبع: جهانگرد، یداله، ما و کودکان دبستانی، انتشارات انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران

 

+ نوشته شده در  ساعت 21  توسط  ویدامحمدی  |